أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

200

قانون ( فارسى )

در بدن كسى كه در زمستان بسبب پرخورى و كم‌ورزشى ، خلطها افزايش يافته‌اند ، وقتى به بهار مىرسد براى بيمارىهائى كه زادهء اين خلطهاست آمادگى دارد ، زيرا بهار مواد خلطها را مىگدازد . اگر فصل بهار بدرازا كشد و بر اعتدال خود باقى بماند ، بيماريهاى تابستانى كاهش مىيابند . بيماريهاى بهارى ازاين‌قرارند : دگرگون شدن خون ( اختلاف الدم ) ، خونريزى بينى ، تشديد بيمارى ماليخوليائى در مزاج‌هاى سودائى ، ورم‌ها ، دمل‌ها و خراج‌ها ، خناق و ديفترى كه ممكن است كشنده باشد ، ترك برداشتن رگها ، پيدايش بزاق و خدوى خون‌آلود ، و سرانجام سرفه ، بويژه در سرماى بهار كه به زمستان شباهت دارد . كسانى كه چنين بيماريهائى در بدن دارند ، بويژه كسانى كه به « سد » « 33 » گرفتار باشند حالشان در اين فصل وخيمتر مىشود . و چون در اين فصل مواد بلغمى در بيماران بلغمى تحريك مىشود ، بيماريهاى سكته و فالج و درد مفاصل بروز مىكنند « 34 » . جنبش‌هاى مفرط بدنى و روانى و خوردن و نوشيدن گرمىبخش‌ها به مزاج هوا كمك مىكنند . براى معالجه بيماريهاى بهارى هيچ‌چيز بهتر از رگ زدن ( فصد ) ، تخليه ، كم‌خوراكى و زياده‌نوشى نيست ، چه ، « شراب سكرآور را بايد با آميزهء آب رقيق ساخت و از شدت انداخت » . مزاج بهار با مزاج خردسالان و نوجوانان سازگار است . زمستان : زمستان هضم را تقويت مىكند زيرا اولا سرما ، گرماى گوهر غريزى مزاج را محصور مىسازد و گوهر گرمى غريزى تقويت مىشود و تحليل نمىرود . ثانيا در زمستان ميوه كم است و مردم غذاهاى سبك مىخورند و بعد از سير شدن كمتر حركت مىكنند و به وسايل گرم‌كننده پناه مىبرند . زمستان بيشتر از هر فصلى مرارهء سودا را از بين مىبرد و اين امر مربوط به سرما و كوتاهى روز و درازى شب‌هاى اين فصل است .

--> ( 33 ) - نسخه انگليسى : « فتيزى ( Phthisis ) » ( 34 ) - پل لفر Paul Lefert در كتاب پاتولوژى عمومى مىنويسد : « بيماريهائى كه اختصاص به فصل بهار دارد عبارتند از آنژين ، خناق ( Croup ) ، ذات الريه ، روماتيسم ، تحريكات پوستى و احتقانات ( Congestions ) » . پس نظر قدما در اين مورد صحيح بوده است زيرا به علت احتقانات مختلف آماسها و رعاف ( خونروى بينى ) پيدا مىشود و نيز چنان كه ذكر شد قدما به Croup ( خناق ) اشاره كرده‌اند .